معنی جبح
6 بازدید
[ جَ ] (ع اِ) خانهٔ زنبور که در وی شهد نهد. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). جای کوزانگبین که انگبین در آن کنند. (مهذب الاسماء). ج، اَجبُح و اَجباح. (منتهی الارب). || (مص) انداختن قوم کعبتین را تا ببینند که کدام از این ها فائز بمطلب است. (از منتهی الارب) (از ناظم الاطباء).[ جُ ] (ع اِ) خانهٔ زنبور که در آن شهد نهد. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). جَبح. رجوع به جَبْح شود. ج جِباح. (دزی ج ۱). || چوب پنبه. ظاهراً معنی اصلی همین است و معنی دیگر از این مأخوذست. (دزی ج ۱).[ جِ ] (ع اِ) خانهٔ زنبور که در آن شهد نهد. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). موضع مگس انگبین در کوه. جَبح. جُبح. رجوع به این دو کلمه شود.
کلمات همقافیه با «جبح»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بح» برای سرودن شعر