معنی جبادارباشی
5 بازدید
[ جَ بْ با ] (اِ مرکب) صاحب منصب جباخانه، فرماندهٔ کارخانهٔ اسلحه سازی در زمان صفویه. در سازمان اداری حکومت صفوی چنین آمده است : جبادارباشی نیز از خواجه سرایان بود و چلنگران و کارگران و پیکانگران و باروت سازان و آتشباران و کارگران مسگرخانه جزء ابوابجمعی او بودند. (از سازمان اداری حکومت صفوی ص ۱۲۶).
کلمات همقافیه با «جبادارباشی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «شی» برای سرودن شعر