معنی جا انداختن
8 بازدید
[ اَ تَ ] (مص مرکب) رختخواب گستردن. || استخوان از جای رفته را بجای خود بازآوردن. (شکسته بندی). || کسی یا چیزی را بموقعی دلخواه آوردن.
کلمات همقافیه با «جا انداختن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر