معنی جای پناه
6 بازدید
[ یِ پَ ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب) جائی که در آن پناه برند. محل و مکان امن. (از فرهنگ شعوری). سنگری که جلوی دشمن سازند. عُصَر. مُعتَصَر. عَقل. وَحَج. (منتهی الارب). الملجَاء. المُلتَحَج. مَلحَج. (منتهی الارب): چو مانده ام بره جرم خویش بی سر و پا بجز درت نبود هیچ امید جای پناه. (از فرهنگ شعوری).
کلمات همقافیه با «جای پناه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اه» برای سرودن شعر