معنی جای نگاه داشتن
4 بازدید
[ نِ تَ ] (مص مرکب) از جای بنشدن. استقامت کردن. پای برجا بودن : طیطوی نر گفت شنیدم ولیکن مترس و جای نگهدار. (کلیله و دمنه). از کوی بلا پای نگه دار ایدل گر جان خواهی جای نگه دار ایدل. (از سندبادنامه ص ۱۸۱).
کلمات همقافیه با «جای نگاه داشتن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر