معنی جای فلان خالی
7 بازدید
[ یِ فُ ] (جملهٔ دعایی) جای فلان پیدا. جان فلان سبز. (بهار عجم) (آنندراج) (ناظم الاطباء): عمریست که شد دیدن روی تو خیالی چون نقش نگین در نظرم جای تو خالی. مرتضی قلیخان (از بهار عجم) (آنندراج). جایت ای پروانه خالی کامشب از ناز و نیاز در میان ما و جانان خوش حکایتها گذشت. محسن تأثیر (ایضاً). یک سینه ندیدیم که بی داغ تو باشد ای آتش سوزان همه جا جای تو خالیست. امتی (ایضاً). دگر امشب کجا رفتی بقربان سر و پایت که جای سینهٔ گرمست خالی بودن جایت. قزلباش خان امید (ایضاً). خزان رسید وحریفان نشسته اند بخاک بجز شراب که جایش ببوستان خالی است. محمدقلی سلیم (ایضاً). رجوع به جای فلان پیدا و جان فلان سبز، شود.
کلمات همقافیه با «جای فلان خالی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لی» برای سرودن شعر