معنی جای عینی
6 بازدید
[ یِ عَ عِ ] (ترکیب وصفی، اِ مرکب) جای خوش و خوب و خاص : بملک عراق از جهان آرمیدم چو نور نظر جای عینی گزیدم. شفیع اثر (از بهار عجم) (آنندراج).
کلمات همقافیه با «جای عینی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نی» برای سرودن شعر