معنی جای دندان
6 بازدید
[ یِ دَ ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب) گوشتی که دندانها از آن روید و بعربی لثه خوانند. (بهار عجم): آن زمانم که حسرت نان بود جای نانم بکام دندان بود این زمانم که نان در انبانست جای دندان بجای دندانست. شعوری کاشی (از بهار عجم).
کلمات همقافیه با «جای دندان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دان» برای سرودن شعر