معنی جایگه ساختن
6 بازدید
[ گَ هْ تَ ] (مص مرکب) منزلت و مقام دادن. رتبه دادن : بدو گفت اگر شاهرا درخورم یکی نامور پاک خوالیگرم چو بشنید ضحاک بنواختش ز بهر خورش جایگه ساختش.فردوسی. فریدون بپرسید و بنواختشان به اندازه بر جایگه ساختشان.فردوسی. درم داد و تشریف و بنواختش بقدر هنر جایگه ساختش.سعدی. || منزل دادن. مُقام دادن : وزان پس بپرسید و بنواختش یکی نامور جایگه ساختش.فردوسی.
کلمات همقافیه با «جایگه ساختن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر