معنی جایگزین شدن
6 بازدید
[ گُ شُ دَ ] (مص مرکب) جای گزین چیزی شدن. بدل شدن. جانشین آنچیز شدن. قائم مقام شدن. بجای چیزی قرار گرفتن: وقتی که استخر از آبادی افتاد، شیراز جایگزین آن شد. (یادداشت مؤلف). این برنامه جایگزین برنامهٔ قبلی است.
کلمات همقافیه با «جایگزین شدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر