معنی جایگاه نشست
6 بازدید
[ هِ نِ شَ ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب) نشستن گاه. تخت. سریر. کرسی. صندلی : از آن پس شهنشاه یزدان پرست بخاک آمد از جایگاه نشست.فردوسی. کمر بسته و گرز شاهان بدست بیاراسته جایگاه نشست.فردوسی. بکش کرده دست و سرافکنده پست همی رفت تا جایگاه نشست.فردوسی.
کلمات همقافیه با «جایگاه نشست»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ست» برای سرودن شعر