معنی جاگرم کردن
7 بازدید
[ گَ کَ دَ ] (مص مرکب) کنایه از قرار گرفتن. (آنندراج). اندکی نشستن : عجب سرد آمد این کاخ دل انگیز که تا جاگرم کردی گویدت خیز.نظامی. || کنایه از مراقبهٔ رفتن بود. (آنندراج).
کلمات همقافیه با «جاگرم کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر