معنی جاگذاشتن
7 بازدید
[ گُ تَ ] (مص مرکب) فراموش کردن چیزی در جائی. || نصب کردن: در را جا گذاشت؛ در را نصب کرد.
کلمات همقافیه با «جاگذاشتن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر