معنی جاکش
17 بازدید
[ کَ / کِ ] (نف مرکب) آنکه مردان را با زنان آشنائی دهد. قرطبان. قلتبان. قرنان. کشخان. دیوث. قرمساق. لحاف کش. بقچه کش. ماست کش. زن بمزد. بچشم خودبین. بی غیرت. دلال محبت. بی ناموس. بی تعصب. معرس.
کلمات همقافیه با «جاکش»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «کش» برای سرودن شعر