معنی جاویدن
8 بازدید
[ دَ ] (مص) در پهلوی جوتن (جویدن)، و در کردی جوین ، جون (جویدن)، و در افغانی ژوول ، ژوگل و در بلوچی جایگ و در پهلوی جوییتن بمعنی جویدن، گفتن آمده، مضغ کردن. (از حاشیهٔ برهان چ معین). - امثال: تعریف خود کردن پنبه جاویدن است، نظیر: ستودن خود پنبه جاویدن است. (از امثال و حکم دهخدا). || فریاد کردن مرغان. (ناظم الاطباء). || تف انداختن. (ناظم الاطباء) (حاشیهٔ برهان چ معین).
کلمات همقافیه با «جاویدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر