معنی جاویدانها

معنی جاویدانها

5 بازدید
(اِخ) نام قسمت زبده و برگزیدهٔ سپاهیان هخامنشی است و چون عدهٔ نفرات این دسته هیچگاه نمی کاست به جاویدان موسوم بودند. این سپاه غالباً در قلب جا میگرفتند و دلیرانه جنگیده و قلب لشکر دشمن را شکسته و پیش میرفتند. از سپاهیان هخامنشی تنها جاویدانها اسلحهٔ دفاعی داشتند و بهمین جهت همیشه در رزمها جاویدانها پس از پیشرفت بسیار چون جناحین نمیتوانستند همگام با آنان پیشروی کنند عقب می نشستند تا نظم صفوف برهم نخورد. (از ایران باستان). عدهٔ نفرات این سپاه به ده هزارتن میرسید. سپاه دائمی همیشه حاضر بود که بمحض صدور حکم حرکت کند و با سرعت خود را بمحل مأموریت برساند. علاوه بر این در پای تخت برای حفاظت قصر و در ایالات برای حفظ امنیت ساخلوهائی مقرر بود. این قوای ساخلوی را در اوایل دورهٔ هخامنشی روسای قشون و در قلاع کوتوالها اداره میکردند ولی بعدها امور لشکری هم در تحت ادارهٔ ولات درآمد. (از ایران باستان ج ۲ ص ۱۴۸۰).

کلمات هم‌قافیه با «جاویدانها»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ها» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید