معنی جاوش
8 بازدید
[ وِ ] (اِ) چوبی است که ماست بدان زنند تا مسکه شود.[ ] (معرب، اِ) چاوش. رجوع به چاوش و چاووش شود. || الای جاوش مأمور دولت که کار او اطلاع دادن از اعلان جنگ و رساندن پیغامها و غیره بود و شخص او از تعرض مصون بود. جارچی باشی. (از دزی). و رجوع به چاوش و چاووش شود.
کلمات همقافیه با «جاوش»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وش» برای سرودن شعر