معنی جاوری
6 بازدید
[ وَ ] (ع اِ) عسل البنی. میعه. لبان جائی (جاوی). بخور جاوی. حسن لبه. عسلبند. جاوی . -ترکیبها: جاوری بری؛ جاوری وحشی. جاوری بیابانی.
کلمات همقافیه با «جاوری»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ری» برای سرودن شعر