معنی جاوان

معنی جاوان

5 بازدید
(اِخ) قبیله ای است از اکراد که در حلهٔ مزیدیه اقامت گزیدند. از آن قبیله است محمد جاوانی بن علی. (منتهی الارب) (غزالی نامه). رجوع به جاوانیه شود.
(اِخ) از مزارع قدیم النسق طبس است. از آب قنات مشروب میشود و سکنه ندارد. (از مرآت البلدان ج ۴ ص ۱۳۱).
(اِخ) اعتمادالسلطنه آرد: قریه ای است از نواحی جی اصفهان. (مرآت البلدان ج ۴ ص ۱۳۱).
(اِخ) دهی از دهستان ماربین بخش سده شهرستان اصفهان است. که در ۷ هزارگزی جنوب خاور سده و ۱ هزارگزی راه شوسهٔ اصفهان بتهران واقع شده و محلی جلگه و معتدل است سکنهٔ آن ۲۰۲۷ تن است و به فارسی سخن گویند. آب از زاینده رود تأمین میشود و محصول آن غلات، تنباکو، صیفی، پنبه، میوه جات و شغل اهالی زراعت و گله داری است. راه ماشین رو و در حدود ۵ باب دکان دارد. (فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۱۰).

کلمات هم‌قافیه با «جاوان»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ان» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید