معنی جاهلانه
5 بازدید
[ هِ نَ / نِ ] (ص نسبی، ق مرکب) بنادانی. از روی جهالت : از روی جهل ندانم که چه کار جاهلانه کرده ام. (منتخب قابوس نامه ص ۳۹). خدای از تو طاعت بدانش پذیرد مبر پیش او طاعت جاهلانه.ناصرخسرو. خالقی کو اختر و گردون کند امر و نهی جاهلانه چون کند.مولوی.
کلمات همقافیه با «جاهلانه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نه» برای سرودن شعر