معنی جاهطلب
6 بازدید
[ طَ لَ ] (نف مرکب) جاه طلب کننده. جاه جوی. مقام خواه. منصب جو. آنکه بهر کاری و هر چیزی برای رسیدن بمقام و منصب تن دردهد. رجوع به جاه شود.
کلمات همقافیه با «جاهطلب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لب» برای سرودن شعر