معنی جان‌پرور

معنی جان‌پرور

7 بازدید
[ جامْ پَ رْ وَ ] (نف مرکب) پرورندهٔ روان. (ناظم الاطباء). روح پرور. آنچه جان را پرورش دهد. آنکه یا آنچه باعث تیمار جان شود: تو از معنی همان بینی که از بستان جان پرور ز شکل و رنگ گل بیند دو چشم مرد نابینا. ناصرخسرو. هر بوسه کزو بقهر بستانم چون آب حیات هست جان پرور. امیر معزی (از بهار عجم). مرا تا دل بود دلبر تو باشی ز جان بگذر که جان پرور تو باشی.نظامی. بشیرین سخنهای جان پرورت خداوند بودم شدم چاکرت.نظامی. داد بدو کاین می جان پرور است زهر مدانش که به از شکر است.نظامی. بیا ساقی آن می که جان پرور است بمن ده که جان مرا درخور است.نظامی. پی از هر خسی سایه پرورد بگسل نظر بر عزیزان جان پرور افکن.خاقانی. در آینه دریغ بود صورتی کزو بیند هزار صورت جان پرور آینه.خاقانی. دولت جان پرورست صحبت آموزگار خلوت بی مدعی سفرهٔ بی انتظار.سعدی. درختست بالای جان پرورش ولد میوهٔ نازنین بر سرش.سعدی. گرستن گرفت از سر صدق و سوز که ای یار جان پرور دلفروز.سعدی. و مشهور است مواضع جان پرور و مقامات متفرجات دلخواه... (ترجمهٔ محاسن اصفهان ص ۲۴). جان پرور است قصهٔ ارباب معرفت روزی برو بپرس و حدیثی بیا بگو.حافظ. - نسیم جان پرور؛ باد ملایمی که روان را نشاط و شادابی بخشد. رجوع به جان پروردن شود.

کلمات هم‌قافیه با «جان‌پرور»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ور» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید