معنی جانپاش
5 بازدید
[ جامْ ] (نف مرکب) جان پاشنده. تلف کنندهٔ جان. جان نثار کننده : سالها شد تا دل جانپاش ازرق پوش من معتکف وار اندر آن زلف سیه دارد وطن. خاقانی.
کلمات همقافیه با «جانپاش»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اش» برای سرودن شعر