معنی جانعلی
5 بازدید
[ عَ ] (اِخ) نام محلی در کنار جادهٔ قزوین و رشت که در میان سراوان و قاضیان در ۳۱۶۰۰۰ گزی تهران واقع است.[ عَ ] (اِخ) دهی است از دهستان نازیل بخش خاش شهرستان زاهدان واقع در ۷۰ هزارگزی شمال باختری خاش کنار شوسهٔ خاش به زاهدان. محلی است جلگه، گرمسیر، معتدل و سکنهٔ آن ۱۵۰ تن است زبان بلوچی، آب آن از قنات تأمین میشود و محصول آن غلات، ذرت، لبنیات و شغل اهالی زراعت، گله داری و راه آن شوسه است مردم آن از طایفهٔ ریگی هستند. (فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۸).[ عَ ] (اِخ) دهی است از دهستان کلیایی بخش سنقر و کلیایی شهرستان کرمانشاه. واقع است در ۴۵ هزارگزی شمال سنقر و ۲ هزارگزی آلمادین. محلی است کوهستانی و سردسیر و سکنهٔ آن ۷۸ تن است. آب آن از چشمه تأمین میشود. محصول آن غلات و حبوبات و توتون است و شغل اهالی زراعت و قالیچه و جاجیم و پلاس بافی است و راه مالرو دارد. (فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۵).[ عَ ] (اِخ) یساول. از سرداران سلطان حسین میرزا بایقرا. (از حبیب السیر چ خیام ج ۴ ص ۱۱۶). رجوع بهمان کتاب شود.[ عَ ] (اِخ) فرزند خواجه علی بای که بدست محمدخان شیبانی در سمرقند بقتل رسید (از حبیب السیر چ خیام ج ۴ ص ۲۷۹). رجوع بهمان کتاب شود.
کلمات همقافیه با «جانعلی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لی» برای سرودن شعر