معنی جانسختی
5 بازدید
[ سَ ] (حامص مرکب) دیرمیری. رجوع به جان سخت شود.
کلمات همقافیه با «جانسختی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تی» برای سرودن شعر