معنی جانزندهکن
8 بازدید
[ زِ دَ / دِ کُ ] (نف مرکب) زنده کنندهٔ جان. روانبخش. حیات دهنده : این نامه بنام پادشاهی جان زنده کنی خردپناهی.نظامی جان زنده کنی که از فصیحی شد معجز او دم مسیحی.نظامی.
کلمات همقافیه با «جانزندهکن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «کن» برای سرودن شعر