معنی جاندر
4 بازدید
[ رُ ] (اِخ) از اسامی عطارد در هندی قدیم. (تحقیق ماللهند ص ۱۰۵ س ۸). || نام یکی از کتب نحوی و ادبی براهمه. (تحقیق ماللهند ص ۶۵ س ۷).[ دَ ] (نف مرکب) جلاد. (ناظم الاطباء). درندهٔ جان. قاتل. کشنده. || جاندار. ذی روح. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «جاندر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «در» برای سرودن شعر