معنی جانبلاغ
5 بازدید
[ جامْ بُ ] (اِخ) دهی است از دهستان بهی بخش بوکان شهرستان مهاباد. در بیست و هفت هزار و پانصدگزی جنوب خاوری بوکان و بیست و پنجهزار و پانصدگزی خاور شوسهٔ بوکان به سقز واقع شده و محلی کوهستانی و معتدل و مالاریایی است. ۲۵۸ تن سکنه دارد. آب آن از زرینه رود تأمین میشود. محصول آن غلات و چغندر و توتون و حبوبات است. شغل اهالی زراعت و گله داری و صنایع دستی جاجیم بافی است و راه آن مالرو است. (فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۴).
کلمات همقافیه با «جانبلاغ»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اغ» برای سرودن شعر