معنی جانبرد
5 بازدید
[ جامْ بُ ] (حامص مرکب) سلامت و محفوظ ماندن. (آنندراج). خلاص و رهائی انفرادی : بجان برد خود هر کسی گشته شاد کس از کشتهٔ کس نیاورده یاد.نظامی. رجوع بجان بردن شود.
کلمات همقافیه با «جانبرد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رد» برای سرودن شعر