معنی جانبر
4 بازدید
[ جامْ بَ ] (نف مرکب) کسی که میرهاند جان خود را. (ناظم الاطباء): که احدی از آنها از دست آن ملعون جان بر نشد. (مجمل التواریخ گلستانه). دل جان بر نمییابم ز دست تیغ مژگانش بدور چشم او پیمانه ها لبریز می بینم. طالب آملی (از بهار عجم).
کلمات همقافیه با «جانبر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بر» برای سرودن شعر