معنی جانبدار
4 بازدید
[ نِ ] (نف مرکب) حمایت کننده. امدادکننده. اعانت کننده. (از بهار عجم). طرفدار. مددکار. دستگیر. یاور. وکیل. حامی. (ناظم الاطباء): جانب خود را فروباید گذاشت هر کرا دیدیم جانب دار تست. طالب آملی (از بهار عجم).
کلمات همقافیه با «جانبدار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ار» برای سرودن شعر