معنی جام نوشیدن
5 بازدید
[ دَ ] (مص مرکب) کنایه از شراب خوردن. (آنندراج). باده خوردن. می زدن. جام پیمودن. جام زدن. جام خوردن : مرا کین دولت امروز است در چنگ بدولت چون ننوشم جام گلرنگ. امیرخسرو (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «جام نوشیدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر