معنی جام فرعونی

معنی جام فرعونی

5 بازدید
[ مِ فِ عَ ] (ترکیب وصفی، اِ مرکب) یا فرعونی جام. کنایه از جام بسیار کلان. پیالهٔ بزرگ. مؤلف غیاث اللغات گوید: فرعون را جامی بود از زر که چهار کس آن را در مجلس بدور می آوردند. (غیاث اللغات). فرعون جامی داشت از طلا که چهار تن یا هفت تن اطراف آن را گرفته بدور میگرداندند و چون مجلس شراب به آخر میرسید آن جام را به ندما و خاصان خود می بخشید: می دیرینه گساریم به فرعونی جام از کف سیم بناگوشی با کف خضیب. منوچهری. ساعتی گوئی به ساقی جام فرعونی بده لحظه ای گوئی به مطرب صوت موسیقی بیار. امیر معزی (از آنندراج). بده جام فرعونیم کز تزهد چو فرعونیان ز اژدها می گریزم.خاقانی. جام فرعونی خبر ده تا کجاست کآتش موسی عیان بنمود صبح.خاقانی. جام فرعونی اندر آر که صبح دست موسی برآرد از کهسار.خاقانی.

کلمات هم‌قافیه با «جام فرعونی»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «نی» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید