معنی جام بر سرکشیدن
6 بازدید
[ بَ سَ کَ / کِ دَ ] (مص مرکب) یا جام به سر کشیدن. کنایه از شراب خوردن بیکبار چنانکه از وی چیزی نماند. (آنندراج): اگر تردامنی جامی به سرکش خط موجی به هر اندیشه درکش. حکیم زلالی (از آنندراج). || کنایه از آغاز کردن نامه ای بنام خدا چنانکه در شعر زیر: بود نامه ای نشأه بخش ادا که بر سرکشد جام حمد خدا. میرزا محمدعلی ماهر (ازآنندراج).
کلمات همقافیه با «جام بر سرکشیدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر