معنی جام برداشتن
4 بازدید
[ بَ تَ ] (مص مرکب) شیشه یا آئینه را از پنجره برداشتن : شب روم بر بام آن مه چشم بر روزن نهم جام بردارم بجایش دیدهٔ روشن نهم. ذهنی اصفهانی (از ارمغان آصفی).
کلمات همقافیه با «جام برداشتن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر