معنی جامکسری
6 بازدید
[ مِ کِ را ] (اِخ) جام شراب کسری. پیاله ای که کسری در آن شراب میخورده است : جهان ز پرتو روی تو جام کسری شد فلک ز نفحهٔ لطف تو گوی عنبر گشت. کمال اسماعیل (ازآنندراج). در این شعر ظاهراً مقصود از کسری خسرو پرویز است. || جام بزرگ. پیالهٔ کلان. جام شاهی. جام فریدونی. جام فرعونی. رجوع به جام فرعونی و جام فریدونی شود.
کلمات همقافیه با «جامکسری»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ری» برای سرودن شعر