معنی جامکاری کردن
8 بازدید
[ کَ دَ ] (مص مرکب) آیینه کاری کردن. (آنندراج): خانهٔ دل را گرامی جام کاری میکند هر که جامی میدهد امروز یاری میکند. حسین بیگ گرامی. || پیاپی جام شراب کشیدن. (آنندراج): ورع را در خمار خام کاری به سر جوشی نکردی جامکاری.ظهوری.
کلمات همقافیه با «جامکاری کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر