معنی جامور
5 بازدید
(اِ) پیه خرمابن. (منتهی الارب). || قبر. || جامور الدَقَل، چوب سوراخی که بر سر دکل کشتی قرار دارد. خشبة الثقوبة فی رأس دقل السفینه المرکبة فیه . دکل عقب سر. از باب تشبیه آن به جامور کشتی. (ذیل اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «جامور»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ور» برای سرودن شعر