معنی جامهٔ پوشیده
5 بازدید
[ مَ / مِ یِ دَ / دِ ] (ترکیب وصفی، اِ مرکب) جامهٔ ملبوس. (بهار عجم). لباس پوشیده شده. لباسی که در تن رفته باشد. جامهٔ مستعمل : دوستان را جامهٔ تجرید می بخشد خدا شاه می بخشد بخاصان جامهٔ پوشیده را. صائب اصفهانی.
کلمات همقافیه با «جامهٔ پوشیده»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ده» برای سرودن شعر