معنی جامه نهادن
6 بازدید
[ مَ / مِ نِ / نَ دَ ] (مص مرکب) لباس یا فرش را جائی گذاشتن یا گستردن. || کنایه از مردن. (بهار عجم) (از ارمغان آصفی): در جامهٔ شادی شب هنگامه نگنجی ما جامه نهادیم و تو در جامه نگنجی. نسبتی تهانیسری (از ارمغان آصفی).
کلمات همقافیه با «جامه نهادن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر