معنی جامهٔ مرگ
6 بازدید
[ مَ / مِ یِ مَ ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب) کفن. (بهار عجم) (آنندراج): تا یکی گردید شمشیر و سنانت دست را خصم را بر تن زره شد جامهٔ مرگ از خطر. تأثیر (از بهار عجم) (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «جامهٔ مرگ»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رگ» برای سرودن شعر