معنی جامهٔ غوک

معنی جامهٔ غوک

6 بازدید
[ مَ / مِ یِ ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب) چیزی باشد سبز شبیه به ابریشم که در روی آب بهم میرسد. (برهان). گیاهی است سبز که در آب روید و آنرا چغزواره و سرند نیز نامند. (شرفنامهٔ منیری). سبزیی باشد شبیه به ابریشم که بر روی آب و جوی و حوض بهمرسد و آنرا بعربی طحلب و بهندی گائی خوانند. (آنندراج). سبزیی است چون پشم، روی آبهای کهنه پیدا شود. ثور. ثورالماء. جل وزق. چِغِزپازه. چغزلاوه. خزه. عِرمِض. غَلفَق. گاواب. غوک جامه. بزغسمه: اسپیروژیر : چشم چون جامهٔ غوک آب گرفته همه سال لفج چون موزهٔ خواجه حسن عیسی کژ. منجیک. حریر عنکبوت و جامهٔ غوک نزیبد جز به اندام خبز دوک. خسرو دهلوی. کنون مرده به اژدهائی چو من که از جامهٔ غوک سازد کفن. امیرخسرو (از آنندراج). بحر که باشد ز گهر جوش او جامهٔ غوکست زبرپوش او. امیرخسرو (از آنندراج). || جوی آب. || شَمَر. غدیر. (برهان).

کلمات هم‌قافیه با «جامهٔ غوک»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «وک» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید