معنی جامهٔ عید

معنی جامهٔ عید

7 بازدید
[ مَ / مِ یِ ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب) جامه ای که در روز عید پوشند. (بهار عجم) (آنندراج). جامهٔ نوروز: بهار آمده یارب چه رهن باده کنم منم که جامهٔ عیدم قبای عریانیست. کلیم (از آنندراج). پیراهن برگ بر درختان چون جامهٔ عید نیکبختان. سعدی (از آنندراج). رجوع به جامهٔ نوروز شود. || (اِ مرکب) کنایه از جامه و قبای سرخ باشد. (برهان). || گلها و شکوفه های بهار را نیز گویند. (برهان). در آنندراج جامهٔ عیدی به دو معنی اخیر ذکر شده. رجوع به جامهٔ عیدی شود.

کلمات هم‌قافیه با «جامهٔ عید»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ید» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید