معنی جامه در خون کشیدن
6 بازدید
[ مَ / مِ دَ کَ / کِ دَ ] (مص مرکب) کُشتن. (بهار عجم) (از ارمغان آصفی). بقتل رساندن : نازک اندامی که ما را جامه در خون میکشد بر گرفتاران خدنگ از قد موزون میکشد. تأثیر اصفهانی (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «جامه در خون کشیدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر