معنی جامهٔ حلکاری
5 بازدید
[ مَ / مِ یِ حَ ] (ترکیب وصفی، اِ مرکب) جامه ای که از طلای محلول بر آن نقش کرده باشند. (آنندراج) (بهار عجم): ز کار غیر گره وا نمی تواند کرد کسی که در گرو جامه های حلکاری است. قبول (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «جامهٔ حلکاری»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ری» برای سرودن شعر