معنی جامه بالیدن
6 بازدید
[ مَ / مِ دَ ] (مص مرکب) بالیدن به افراط از خوشی. (بهار عجم از ارمغان آصفی): چون شمع هرکه سوخته داغ نیاز تو بالیده جامه، جامه بخود از گداز تو. یوسف کازرونی (از ارمغان آصفی).
کلمات همقافیه با «جامه بالیدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر