معنی جامه انداختن
5 بازدید
[ مَ / مِ اَ تَ ] (مص مرکب) جامه را به بالای کسی یا چیزی بریدن : از پی آرایش جان دست ارباب وفا جامهٔ درد ترا بر قد جان انداخته. کمال اصفهانی (از ارمغان آصفی).
کلمات همقافیه با «جامه انداختن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر