معنی جامهٔ احرام
6 بازدید
[ مَ / مِ یِ اِ ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب) جامه ای که به نیت احرام پوشند. (آنندراج). لباسی که حاجیان هنگام رسیدن بمیقات برای انجام مناسک حج می پوشند. قطعه پارچهٔ سفید نادوخته که مانند لنگ ته بند کنند و دیگری را مانند حوله به دوش اندازند: یکی است آمدن و رفتن سبکروحان شکوفه جامهٔ احرام از نفس دارد. صائب (از آنندراج). آه کاین مرده دلان جامهٔ احرامی صبح بر تن خویش ز غفلت کفنی ساخته اند. صائب (از آنندراج). نگاهم در طوافش جامهٔ احرام میخواهد به اشک از پرده های دیده می شویم سیاهی را. حزین اصفهانی (از ارمغان آصفی). رجوع به احرام شود.
کلمات همقافیه با «جامهٔ احرام»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ام» برای سرودن شعر