معنی جامه‌دار

معنی جامه‌دار

5 بازدید
[ مَ / مِ ] (نف مرکب) مأمور نگاهداری جامه. معرب است. و مخفف آن جمدار است. (دزی ج ۱ ص ۲۱۲). مردی که در حمام نگاهبان جامهٔ بحمام آمدگان است. آنکه جامه های مردم را در حمام نگاه دارد. مستحفظ جامه های استحمام کنندگان. آنکه حافظ جامه های مردمی است که بحمام رفته اند. نگاهدارندهٔ جامه های بگرمابه شدگان در حمام. جامه دار حمام. خادم که نگاهبانی جامه های مشتریان در حمام کند. ثیابی. ثواب. پیشخدمت : همان گوی سیمین و زرین هزار بر آتش همی تافتی جامه دار. - امثال: یک حمام خراب چند جامه دار می خواهد؟ || منصبی دولتی بوده است. کسی که جامه خانهٔ پادشاهی را بعهده داشته است. آنکه انبار البسهٔ شاهی بدو تحویل می شده است : پس بمشاورت التونتاش و سپاه سالار غازی یارق تغمش جامه دار نامزد شد. (تاریخ بیهقی). سرایدار شد و جامه دار و مشرف خرج وکیل خرج شد و کدخدا و خوانسالار. مختاری. هر که شد مرشاه را او جامه دار هست خسران بهر شاهش اتجار.مولوی. بفرمود تا جامه داران بناز قزاگند مهمان گشادند باز. میرخسرو (از آنندراج). || بگروهی از ممالیک محافظ سلطان مصر اطلاق میشده و در هندوستان و بلوچستان و مسقط منصب نظامی مهمی است. (دائرةالمعارف اسلام از حاشیهٔ برهان چ معین).

کلمات هم‌قافیه با «جامه‌دار»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ار» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید