معنی جامع سفیان
8 بازدید
[ مِ عِ سُ فْ ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب) کنایه است از چیزی که شامل همه چیز باشد. ضرب المثل است برای <۵۳۰۶۴۰۰۵۰۱۷۳۹۱۰۱>... چیزهائی که اشیاء بسیاری در بر داشته باشد. آنچه امور یا اشیاء مختلف و فراوان را فرا در بر داشته باشد. ثعالبی آرد: جامع سفیان ثوری در فقه ضرب المثل است برای چیزی که شامل همهٔ اشیاء باشد چنانکه کشتی نوح را نیز برای اینگونه اشیاء ضرب المثل آرند، و از ابوبکر خوارزمی بخاطر دارم که هر وقت کتاب یا مکان جامعی [ می دید ] میگفت: این جامع سفیان و کشتی نوح و مخلط خراسان است. و ابوعبداللََّه بن حجاج گوید: باللّه قولوا لی و لاتغضبوا لست من الحق بغضبان فقر و ذل و خمول معا احسنت یا جامع سفیان. (از ثمارالقلوب ص ۱۳۴). فیقال سجه زیدان کما یقال اشقر مروان و جامع سفیان و عود بنان. (ثمار القلوب ص ۱۵۴). هرچند این تاریخ جامع سفیان میشود از درازی. (تاریخ بیهقی).
کلمات همقافیه با «جامع سفیان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر